تبليغاتX
و خدا گاو را آفرید
2008/7/2
برای بیشتر نوشتن.
تمام این تردید را کناری گذاشته ام. فاصله گرفته ام از این پیله ای که تنیده شده بر روی نگاهم. شاید هر روز جاری شدنم را اینجا جشن گرفتم... شاید هر روز برای خواندن ، چند خطی نوشتم.
تحفه نیکی میتواند باشد ، تعدادی از پوستر های ماندگار سینمای جهان!
هر روز ، جاده مرا میخواند!
ای گنج نوشدارو ، بر خستگان گذر کن؛
مرهم به دست و ما را ، مجروح می‌گذاری
عمری دگر بباید بعد از وفات(فراق) ما را
کاین عمر طی نمودیم اندر امیدواری
ترسم نماز صوفی با صحبت خیالت
باطل بود که صورت بر قبله می‌نگاری

خان فرشید حیرانی(به سبکِ دُن فرشید): بزرگ و مهربان ، یک وقتهایی رک بودنش و طنز جاری در رفتار خشن اش ، بسیار دوست داشتنی میشود.
دخــــــــترک اوریجینااااااااااااااااااال: فازش بسیار با ما متفاوت است ، بسیار. فرسنگ ها. با مدارا پیشه کردن ، میشود از اندوخته هایش آموخت! گاهی اوقات که بی خوابی به سرش میزند به من شباهت هایی پیدا میکند!
رقاصه: اوایل فکر میکردم که دختر یکی از سُفرای ایران است. دختری چادری که بُعد دیگر شخصیتش را بیرون میریزد. اما کاشف به عمل آمد که:   "کل یوم" خود غلط بود آنچه می پنداشتیم! این بازی به دعوت اوست!
نغمه خاتون: کاملترین صفت در مورد ایشان>> "محترم". سپیدار نویسی با ایشان آغاز شد و امیدوارم ادامه پیدا کند! از بعضی از نوشته های ایشان میتوان یک کتاب هایکو با بیست و سه هجا* ایجاد کرد.
اتاق تمام فلزی (امین فولادی): وبلاگش ارزش این را داشت که تمام آرشیوش را مطالعه کنم. لذت بردم. شاید روزی وبلاگی ساختم با عنوان "تاکسی تمام فلزی" ؛ با ترکیب نوشته های راننده تاکسی و اتاق تمام فلزی و صد البته تغییرات شخص خودم!
شراب تلخ: از آنهاییست که به دل من ، خوش نشسته است. شخصیت مجازی اش آرام نمیگیرد ، به نوعی یک طعم وحشی دارد ، رام شدنی نیست. بعد از دو/سه سال هنوز موفق به دیدارش نشده ام. اما آن روز قطعا خیلی طولانی خواهد بود!
حمید محمدی: اکثر جوانان این مرز و بوم با صدایش و چهره اش آشنایند! من هم به همین صورت. خواندن نوشته هایش گاهی تلخ است ، گاهی شیرین و گاهی آدم را میبرد به کوچه پس کوچه های نوستالژی! اگر دست من بود ، یک ماه به صورت آزمایشی اجرای برنامه ی نود را به عهده اش میگذاشتم!

دوستان عزیزی که دیگر نیستند: هانیه سلامی راد و سمانه اسدی ، شاید هنوز اینجا را میخوانند. امیدوارم هر جایی که هستند ، دنیایشان سرشار از کودکی باشد.

عزیزانی که از این سیاهه جا مانده اند ، ببخشایند. دو سال پیش ، یکبار دیگر نیز این بازی را کرده بودم!

* برادر کاکوتی در این زمینه من را شیر فهم کرد!
پ.ن: ملتی که کامنت میگذارید ، آدرس خودتون رو هم تایپ کنید! من نتونستم جواب کامنتهاتون رو بدم!
پ.ن2: اینجا حرمت دارد! فقط با فایرفاکس وارد شوید!

+ نوشته شده در 10:29 توسط Conformist™.

آرشيو / تمام نوشته ها

يونيسف ايران/ حمايت از کودکان يک مرد ، به توان 2 خوراک
با سپاس از سايکو




گيفت کينگ