تبليغاتX
و خدا گاو را آفرید
2008/7/7
زمانه ای که یک جفت لاستیک ، خواهر و مادر حقوق یک ماه را ، استاد میکند!
اصلاح فوری: اینجا حرمت دارد! فقط با فایرفاکس وارد شوید! اینجا حُرمت دارد! فقط با سافاری وارد شوید!

نگرانم ، نگرانم برای این احساسی که متوقف شده در بین تار و پود ِ این اوضاع قمر در عقرب. نگرانم برای این همه جوون که به جای داشتن هدف و آرمان ، همه چیز رو به تُخ/مشون گرفتند. البته خودم هم روش. تعارف که نداریم ، خودم از همه بدترم. آرمانهای ما رو چه کسی تبدیل کرد به یک بسته ی فاسد و مزخرف؟ چه کسی آرمان های آلبالویی من رو چال کرد وسط حیاطشون؟ لعنتی! لعنتی گیر بده. فقط همین یه بار سه پیچ کن تا بفهمیم کدوم مادر به خطایی ریده وسط مغزمون؟ 
شکلات تلخ ، اینروزها جای بالتیکا رو برام گرفته. ژرستل رو هم ترک کردم. اما یه چیزی برام جالبه. تو وبلاگستان و بین بچه های وبلاگنویس ، یکی از علاقمندیهاشون چیزهای تلخه. مثلا این اوریجینال "دائم الکافئینه" ، اون یکی مثل ریگ سیگار تلخ(نقل به معنی) میکشه. خود من از طرفداران چای تلخ - قهوه ی تلخ - شکلات تلخ - و آبکیجات تلخ* و غیره جات تلخ هستم. اون یکی هم میشینه زهرماری + بال مرغ میخوره چون تلخه! این "تلخ پسندی" بیشتر از اینکه یه جور تب روشنفکرنمایی باشه ، تبدیل شده به تفاوتی در ذائقه!

مناقصه: باقی موارد تلخ مورد علاقه ی خود(شامل خوردنی و آشامیدنی های مجاز!) را ذکر کنید تا با ذکر نام شما در ذیل ثبت شود! در ضمن شاید از این نمد ، کلاهی برای شکم کارد خورده ی ما پیدا شد!!!
تذکر: به فکر نام بردن از تریاک و زهرماری نباشید که در مناقصه شرکت داده نخواهید شد!!!

*بدون الکل و مجاز! روی زمین بودن را ترجیح میدهم. 

تذکری رسید که برگردم به سبک نوشته های قبل. گفتم چشم!

+ نوشته شده در 15:22 توسط Conformist™.

آرشيو / تمام نوشته ها

يونيسف ايران/ حمايت از کودکان يک مرد ، به توان 2 خوراک
با سپاس از سايکو




گيفت کينگ