تبليغاتX
و خدا گاو را آفرید
2009/10/23
بگذرد ایام ِ هجران نیز هم
سال گذشته قاطعانه نوشتم که: "امروز یکم آبان بود ، یکِ آبان. اول ِ آبان ، روز  ِ بسیار مهمیست برای دنیا. برای تمام دنیا" / امسال اما حکایت دیگریست. تمام آن حرفها جای ِ خودش ، اما اختیار ِ تغییر کردن را که داریم هنوز؟

به دلیل ماموریت شغلی ، شب ِ تولدم را در قطار خواهم بود. بهانه ی خوبیست برای جدا شدن از این افکار ِ بی سر و ته. شاید دو سه برگی خواندم و دو سه خطی نوشتم برای ِ دل ِ خودم. امروز از آن روزهای اوج فاصله دارم. روز و روزگار خوشست ، شکر ، اما نمیشود کل داستان را ندیده گرفت. از این علی ِ امروز لذت نمی برم. علی ِ اینروزها هویت ندارد ، برای خودش تعریف ِ مشخصی از خودش ندارد. بر خلاف گذشته که هدفی داشت و هویتی. خلاصه ی مطلب. مثل هر شب ، غرق میشویم در تنهایی ِ ملوکانه ی خودمان. باشد که بگذرد ، بی درد تر.


چون غمت را نتوان یافت ، مگر در دل ِ شاد / ما به امید غمت ، خاطر ِ شادی طلبیم {+}



پ.ن: کار دنیا حساب و کتاب ندارد ، شاید فردا شب جای ِ دیگری باشیم و با حال ِ دیگری.

پ.ن: پست به آینده بود این مطلب و در تاریخ 30 مهر نگاشته شده است.


+ نوشته شده در 21:20 توسط Conformist™.

آرشيو / تمام نوشته ها

يونيسف ايران/ حمايت از کودکان يک مرد ، به توان 2 خوراک
با سپاس از سايکو




گيفت کينگ