تبليغاتX
و خدا گاو را آفرید
2008/3/25
وقتی که مردی میرود...
ما مردها* بعد از مرگمان ، چه یادگارهای مسخره ای برای مادرانمان میگذاریم.

گاهی چند تکه لباس ، یک آلبوم عکس از کودکی ، یک مداد کوچک به یادگار سالهای دبستان ، یک مشت نوشته های بی معنی در دفترهایی که بالای کمد گذاشته ایم ، و یک خاطره ی گنگ...

مادر ، برای تمام این خاطره های رنج آور متاسفم. مادر ، برای تمام نامه هایی که باید برایت مینوشتم و ننوشتم ، متاسفم. مادر ، متاسفم...**. مادر ، مادر ، مادر ، مادر ...

* / پسرها

** ای کاش فریاد زدنم در حال نوشتن این چند خط ، شنیده میشد. فریاد هایی که با بغض همراه بود... 

 

+ نوشته شده در 1:54 توسط Conformist™.

آرشيو / تمام نوشته ها

يونيسف ايران/ حمايت از کودکان يک مرد ، به توان 2 خوراک
با سپاس از سايکو




گيفت کينگ