
گاهی چند تکه لباس ، یک آلبوم عکس از کودکی ، یک مداد کوچک به یادگار سالهای دبستان ، یک مشت نوشته های بی معنی در دفترهایی که بالای کمد گذاشته ایم ، و یک خاطره ی گنگ...
مادر ، برای تمام این خاطره های رنج آور متاسفم. مادر ، برای تمام نامه هایی که باید برایت مینوشتم و ننوشتم ، متاسفم. مادر ، متاسفم...**. مادر ، مادر ، مادر ، مادر ...
* / پسرها
** ای کاش فریاد زدنم در حال نوشتن این چند خط ، شنیده میشد. فریاد هایی که با بغض همراه بود...