
ما در جهان موافقت کس نمی کنیم
ما خانه زیر گنبد اطلس نمی کنیم
مخمور و مست و تشنه و بسیار خواره ایم
بس کرده اند جمله و ما بس نمی کنیم
این دو بیت از مولانا ، به اضافه ی باقی شعر را با صدای دکتر سروش ، از اینجا دریافت کن! چیزی حدود یک مگابایت!
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم / ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما*
سه پیچ کرده ای که مطمئن شوی دچار یاس فلسفی نمی شوم! نترس خدا !!! من با این اندوه ِ لعنتی که برایت گفتم ، عشقبازی میکنم ، مست میشوم ، طربناک میشوم ، همانی که به واسطه اش میروم و جایی پشت "مقام ابراهیم" گم میشوم. چرا باید خودم را از دست این اندوه خلاص کنم؟ مگر هر بار که من دیوانه میشوم ، تو عاشقتر نمی شوی ؟ نمی شوی؟!!
سر تا به پا در آتشم ، فیتیله را بده بالاتر ، آتشم را بیشتر کن. چه باک؟!! من که هنوز مست پیاله ی قبلم. بزن بر آن تار کوک ات خدا ، رقص دیوانه وار یک دیوانه ، تو را خوش تر است... .
برایت نگفته بودم! دیگر چشمهای روشن ، دلم را نمی لرزانند. دیگر خواب نمی بینم خدا ، دیگر مثل اینکه از فهمیدن فاصله گرفته ام. دیگر شبها راحت تر میگذرد ، دیگر وقتی حرفهای حسین پناهی ات را گوش میکنم برای تو اشک نمیریزم. فقط برای خود حسین ات بغض میکنم ، و آرزویش. این را هم نگفته بودم که این روزها همه ی وجودم سرد است. بی هیچ گلایه ای. دوست داشتن ات برایم عادی تر شده...
خدا...
آخدا...
ا ِ
خدا !!! چرا یهو فشارت افتاد...؟
ا ِ ا ِ... چرا رنگت پریده...؟
خدا از ما متنفر نیست هری. اگر متنفر بود، قلبهامون رو اینقدر جسور و شجاع نمی آفرید.**
* بیش از سه هفته است که دچار اش شده ام.
** از فیلم Feast of Love